تبلیغات
تمام دل - مطالب تمام دل
 
چهارشنبه 18 بهمن 1391 :: نویسنده : ناهید گنجور

                        



بر صفحه سفید صداقتم

از لحظه های گمشده خواهم نوشت

.

شاید صدای پای نگاهم را شنیده باشی

وقتی از دالان دورترین حادثه می آیم

وتاریکی غربت را به دوش می کشم

و پیکر احساسم

نشئه افیون خیال توست

......

آیا دریچه های خیالت را باز می گذاری

وقتی نگاه من در راه است ؟ ...

...

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 مهر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                  

دلم دور است و احوالش ندونم

کسی خواهد که پیغامش رسونم

خداوندا ز مرگم مهلتی ده

که دیداری به دیدارش رسونم

.

ته دوری از برم دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

بجان دلبرم کز هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست

.

نبودی ... دلتنگ بودم ... فکر کردم اگه بیای دیگه دلتنگیم تموم میشه ...

اومدی...

اماحالا دلتنگ ترم ...

چون می دونم نمی مونی ....





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 شهریور 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

دلم خیلی گرفته





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 مرداد 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

.            

.

نشسته ام کنار لحظه ی کشدار انتظار

و سهم چشم من از تو ، دریچه ایست

که آسمان چرک و چروکی

همیشه منظره هایش را

به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند

.

چرا نباید از تو بگویم

چرا نباید از خیال تو پر باشم ؟

و باید اسم تو را مثل مدرک جرمی

به پشت سایه های سکوت دفن کنم؟

و پشت این همه دیوار ، نمی شود و نباید

پر از ترانه ی صدای تو باشم؟

.

سهم من همیشه همین است : ... انتظار

و جاده هایی که انتهای گمشده شان ،

شبیه حفره  طمّاعی است ، که رد پای آمدنت را می بلعد !

.

نگاه پنجره نمناک است

و شب ، پر از ترانه ی تنهائیست

.

ومن ، به چشم های دور دست و ساکت تو می اندیشم ...

تمام  سهم من ، و آنچه از تو مانده همین است : ... انتظار

.

چرا نباید از تو بگویم؟ 

 

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 تیر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

         

.

.

بالهای من کجاست؟

من پرنده ام ولی بدون بال

از لبم گریخت نغمه های اشتیاق

میل دانه ای به دل نمانده است

آب زندگی بسان زهر .....

میله های این قفس همیشه زجر

.

بالهای من کجاست .... ؟

...

ای فسانه های دور دست

وای فرشته های آرزو،

یاری ام کنید ، عاشقانه های بی نظیر

.

بالهای من شکسته است

مرغ خسته ی دل مرا رها کنید از این قفس ...

 .

.

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


               

رنگ چشاتو میشناسم 

زنگ صداتو میشناسم

حتی توی شلوغیا

صدای پاتو میشناسم

.

طرز نگاتو میشناسم

آرزوهاتو میشناسم

تو ازدحام زندگی

عطر موهاتو میشناسم

.

حتی اگه نبینمت

خاطره هاتو میشناسم

ما بین صد تا رد پا

من جای پاتو میشناسم

.

هر چی که بی نشون بشی

نشونه هاتو میشناسم

خنده هاتو ، گریه هاتو

بهونه ها تو میشناسم

.

من جنس ناب قصه هات ، و

غصه هاتو میشناسم

هر جای دنیا که باشی

سمت نگاتو میشناسم

ناهید *





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                         

شاخه ی سبز نگاهم

پر شد از میوه ی اندوه

دست خاموشی و ابهام آمد

سیب فکرم را چید ....

_ من پر از ضابطه ی باطل آشوب شدم _

...

مامن پنجره با ژرف ترین ثانیه می آمیزد !

جای قدیس نگاه تو ، در اندام نگاهم مانده است ....

.

پشت این پنجره من بیتابم

گم شدست از نگهم رویایی ....

.

رقص باران و درخت و کوچه ،

من و اشعار غبار آلوده

آسمان در شنل ابر ، به خود می پیچد

رعد ، می خندد و پا می کوبد

...

پشت این پنجره من

سایه ای هستم ، زنجیری درد ....

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 خرداد 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

            

شده زندونی دیوار

عشق و آرزوی دیدار

عاشق تو مسلخ درد

رفته پای چوبه ی  دار

.

مرده هرچی قصه ی نور

شب رسید از آخر دور

بال پروازو شكستن

آسمون شد نقطه ی كور

.

دل من ساده ی ساده

رفته با پای پیاده

رفته اما نرسیده

گم شده تو قعر جاده...

.

گم شدن ختم كلامه

مرگ شعر و قصه هامه

توی تابوت زمونه

جسم بی روح نگامه

.

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                 

نمیدونم چند ماه بود که دیگه شعر نگفته بودم . فکر نمیکردم باز هم بتونم شعر بگم . اما وقتی دفتر خاطرات سال گذشته ام رو ورق زدم و به روزهایی برخوردم که برام خیلی خاطره انگیز بودن ، یکی از ترانه های نیمه تمومم رو دیدم که انگار با بغض داشت منو نگاه میکرد ... ومن بی اختیار ....

اون ترانه رو متولد کردم...

.....

...................

 

پشت یه پنجره این دوروبرا

یه نفر نشسته بازم چشم براه

تو نگاهش غم سر گردونیه

تو دلش هزار تا  اما و چرا...

.

آینه ی شعرو شکسته روزگار

نداره فرقی خزونش با بهار

گم شده هر چی که عاشقانه بود

مونده از قصه ، یه غصه یادگار

.

بسکه انتهای جاده گم شده

از توی نگاش یه چیزی کم شده

برای خاطره های بی نشون

صورتش از ابر گریه ، نم شده ...

.

دخترک ، گم شده بین همهمه

اون که آخری نداره این غمه

روز قصه ها رسید دیگه به شب ...

نور چشماش، واسه این شبا کمه ...

.

دخترک ، پنجره ها رو بست و رفت

شیشه ی ترانه رو شکست و رفت ...

از حصار شب به خستگی رسید

چشاشو به قلب قصه بست و رفت

...

ناهید*

 





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                 

دیدمت شبی به خواب و سرخوشم

وه ... مگر به خواب ها ببینمت

غنچه نیستی که مست اشتیاق

خیزم و ز شاخه ها بچینمت

فروغ





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 11 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :