سه شنبه 23 مرداد 1386 :: نویسنده : ستاره

.            

.

نشسته ام کنار لحظه ی کشدار انتظار

و سهم چشم من از تو ، دریچه ایست

که آسمان چرک و چروکی

همیشه منظره هایش را

به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند

.

چرا نباید از تو بگویم

چرا نباید از خیال تو پر باشم ؟

و باید اسم تو را مثل مدرک جرمی

به پشت سایه های سکوت دفن کنم؟

و پشت این همه دیوار ، نمی شود و نباید

پر از ترانه ی صدای تو باشم؟

.

سهم من همیشه همین است : ... انتظار

و جاده هایی که انتهای گمشده شان ،

شبیه حفره  طمّاعی است ، که رد پای آمدنت را می بلعد !

.

نگاه پنجره نمناک است

و شب ، پر از ترانه ی تنهائیست

.

ومن ، به چشم های دور دست و ساکت تو می اندیشم ...

تمام  سهم من ، و آنچه از تو مانده همین است : ... انتظار

.

چرا نباید از تو بگویم؟ 

 

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 تیر 1386 :: نویسنده : ستاره

         

.

.

بالهای من کجاست؟

من پرنده ام ولی بدون بال

از لبم گریخت نغمه های اشتیاق

میل دانه ای به دل نمانده است

آب زندگی بسان زهر .....

میله های این قفس همیشه زجر

.

بالهای من کجاست .... ؟

...

ای فسانه های دور دست

وای فرشته های آرزو،

یاری ام کنید ، عاشقانه های بی نظیر

.

بالهای من شکسته است

مرغ خسته ی دل مرا رها کنید از این قفس ...

 .

.

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


               

رنگ چشاتو میشناسم 

زنگ صداتو میشناسم

حتی توی شلوغیا

صدای پاتو میشناسم

.

طرز نگاتو میشناسم

آرزوهاتو میشناسم

تو ازدحام زندگی

عطر موهاتو میشناسم

.

حتی اگه نبینمت

خاطره هاتو میشناسم

ما بین صد تا رد پا

من جای پاتو میشناسم

.

هر چی که بی نشون بشی

نشونه هاتو میشناسم

خنده هاتو ، گریه هاتو

بهونه ها تو میشناسم

.

من جنس ناب قصه هات ، و

غصه هاتو میشناسم

هر جای دنیا که باشی

سمت نگاتو میشناسم

ناهید *





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1386 :: نویسنده : ستاره

                         

شاخه ی سبز نگاهم

پر شد از میوه ی اندوه

دست خاموشی و ابهام آمد

سیب فکرم را چید ....

_ من پر از ضابطه ی باطل آشوب شدم _

...

مامن پنجره با ژرف ترین ثانیه می آمیزد !

جای قدیس نگاه تو ، در اندام نگاهم مانده است ....

.

پشت این پنجره من بیتابم

گم شدست از نگهم رویایی ....

.

رقص باران و درخت و کوچه ،

من و اشعار غبار آلوده

آسمان در شنل ابر ، به خود می پیچد

رعد ، می خندد و پا می کوبد

...

پشت این پنجره من

سایه ای هستم ، زنجیری درد ....

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 5 خرداد 1386 :: نویسنده : ستاره

            

شده زندونی دیوار

عشق و آرزوی دیدار

عاشق تو مسلخ درد

رفته پای چوبه ی  دار

.

مرده هرچی قصه ی نور

شب رسید از آخر دور

بال پروازو شكستن

آسمون شد نقطه ی كور

.

دل من ساده ی ساده

رفته با پای پیاده

رفته اما نرسیده

گم شده تو قعر جاده...

.

گم شدن ختم كلامه

مرگ شعر و قصه هامه

توی تابوت زمونه

جسم بی روح نگامه

.

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 17 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ستاره

                 

نمیدونم چند ماه بود که دیگه شعر نگفته بودم . فکر نمیکردم باز هم بتونم شعر بگم . اما وقتی دفتر خاطرات سال گذشته ام رو ورق زدم و به روزهایی برخوردم که برام خیلی خاطره انگیز بودن ، یکی از ترانه های نیمه تمومم رو دیدم که انگار با بغض داشت منو نگاه میکرد ... ومن بی اختیار ....

اون ترانه رو متولد کردم...

.....

...................

 

پشت یه پنجره این دوروبرا

یه نفر نشسته بازم چشم براه

تو نگاهش غم سر گردونیه

تو دلش هزار تا  اما و چرا...

.

آینه ی شعرو شکسته روزگار

نداره فرقی خزونش با بهار

گم شده هر چی که عاشقانه بود

مونده از قصه ، یه غصه یادگار

.

بسکه انتهای جاده گم شده

از توی نگاش یه چیزی کم شده

برای خاطره های بی نشون

صورتش از ابر گریه ، نم شده ...

.

دخترک ، گم شده بین همهمه

اون که آخری نداره این غمه

روز قصه ها رسید دیگه به شب ...

نور چشماش، واسه این شبا کمه ...

.

دخترک ، پنجره ها رو بست و رفت

شیشه ی ترانه رو شکست و رفت ...

از حصار شب به خستگی رسید

چشاشو به قلب قصه بست و رفت

...

ناهید*

 





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 9 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ستاره

                 

دیدمت شبی به خواب و سرخوشم

وه ... مگر به خواب ها ببینمت

غنچه نیستی که مست اشتیاق

خیزم و ز شاخه ها بچینمت

فروغ





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 6 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ستاره

                       

قطره ، دلش دریا میخواست . خیلی وقت بود که این را به خدا میگفت .

و هر بار خدا پاسخ می داد : از قطره تا دریا ، راهیست طولانی . راهی از رنج ، عشق و صبوری . هر قطره را لیاقت دریا نیست .

قطره عبور کرد و گذشت . قطره پشت سر گذاشت  . قطره ایستاد و منجمد شد . قطره روان شد و راه افتاد.

قطره از دست داد و به آسمان رفت و هر بار چیزی از رنج و عشق و صبوری آموخت .

تا روزی که خدا گفت :

امروز ، روز توست . روز دریا شدن ...

خدا قطره را به دریا رساند . قطره طعم دریا را چشید ، طعم دریا شدن را . اما .......

روزی قطره به خدا گفت : از دریا بزرگتر هم هست؟

خدا گفت : هست ...

قطره گفت : پس من آن را میخواهم ... بزرگترین را ... بی نهایت را .

خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت : اینجا بی نهایت است .

آدم عاشق بود

دنبال کلمه ای می گشت که عشق را توی آن بریزد . اما هیچ کلمه ای توان سنگینی عشق را نداشت .

پس ... آدم همه ی عشقش را توی یک قطره ریخت .

قطره از قلب عاشق عبور کرد و وقتی از چشم عاشق چکید ، خدا گفت :

حالا تو بی نهایتی .... چون که تصویر من ، در اشک عاشق است .





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 1 اردیبهشت 1386 :: نویسنده : ستاره

                             

- دیوانه !!!

آی ... آهای دیوانه !!!

ایا صدای  هیچ ترین لحظه های هیچ مرا

از واژه های کهنه شنیدی؟

...

- گاهی تمام زندگی ام

چیزی شبیه ریزش باران

       در فاضلاب شهری بوگندوست !!!!! –

.....

- دیوانه جان !

بنگر به عاقلان سر زمین مادری ام

وقتی تمامشان فقط

یک عده خوابگرد بی هوشند !

.....

- دیوانه !

بین من و تو بماند ...

من .... با دریچه های گمشده فامیلم !

وز گورهای خامش اجدادم

هر شب صدای راز می شنوم ..... گوش کن ....!!

...

دیگر چه ؟ .... هیچ ... هیچ ... هیچ

فقط ...

برای خاطر یکبار هم که شد

در هیچ ترین لحظه های هیچ

آواز پوچ ترین های مرا بشنو ....

شاااااید ....

در شعر های دختر دیوانه ... دیوانه تر شوی !!!!

 

...

ناهید *





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 28 فروردین 1386 :: نویسنده : ستاره

کی گفته وقتی تو بری  ... آسمون ابری نمیشه؟

کی گفته بعد از تو دلی ... غریب و سنگی نمیشه؟

کی گفته بارون نمیاد ... بعد تو از چشم کسی ؟

یاد کسی نمی مونن ... پرنده های قفسی ؟؟؟

اگه یه روز بری سفر ... ستاره میشه در به در

اقیانوس ها مرداب میشن .... درختا خشک و بی ثمر

اگه بری یه دختری ... از غم چشمات میمیره

ماه نمیاد تو آسمون ... پنجره قلبش میگیره

بی تو نداره روز و شب ... فرقی برای چشم من

فایده نداره زندگیم ... تاریکه سرنوشت من

بعد تو از شعرای من ... باقی نمی مونه اثر

از آسمون حس من ... عشقی نمیکنه گذر ...

 

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 15 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ستاره
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو