چهارشنبه 24 بهمن 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

هر شب از ترانه می رسی

صبح ... از ترانه کوچ می کنی

*

خواب بوسه را نگاه کن...

راز چشم های من

برای لحظه های رفته برملاست

*

دست های تو

همیشه نور های دور را

به چشم های غرق خواب من تماس می دهند

*

سر بهانه های ساده درد می کند

تو از بهانه های ساده رد شدی

و هیچ چیز

به خاطرات روزهای رفته وصل نیست ...

*

سر بهانه های ساده ام همیشه درد می کند

بهانه ای شبیه اینکه خواب دیده ام ....

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 10 دی 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

شبی خواب تو را دیدم

خیالم مست چشمان تو شد ناگاه

و لبخند تو بر آواز شب حک شد

.

شبی خواب تو را دیدم

و لبریز از جنون قصه تا بیتابی لبخند خندیدم

صدای چشم هایت را

به رویاهای رنگارنگ پاشیدم

گره میخورد آغوشم به تکرار قدمهایت

و من درخواب

سخن های تو را با عشق بوسیدم

و چون پیچک به دستان تو پیچیدم و تا خورشید چشمان تو روئیدم

نگاهم را به جشن رازها بردی

...

شب از لبخندمان خورشیدباران شد

....

شبی خواب تو را دیدم

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 14 آذر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

کمی به قصه مانده بود که ما

شبیه تار ترین ترانه شب ها شدیم

و پیچ جاده چشم های من و تو را بلعید

تو گم شدی ...

من و ستاره های شب انگار گم شدیم ...

تمام لحظه های کوچک لبخند گم شدند ...

...

کجای این شب تاریک

جرقه های روشن چشمت ستاره می کارد ؟ ....

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 21 آبان 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

صدای فاصله از سمت لحظه می آید

و قلب من ،

از یک وضوح ساده ... به بن بست می رسد !

...

صدای فاصله از عشق لبریز است

و نبض مضطرب زندگی

پر از صدای پای نگاه است .

...

ببین مرا ...

ببین ...

همیشه همین بودم .

همین که در حوالی پائیز

از امتداد کوچه های ساکت و ولگرد شهر می آید

و برگ های خسته ی دیروز های گمشده را

لگد مال می کند

...

صدای خش خش پائیز تن طلایی زیباست

که باغ های بی تحرک تنهایی مرا

به لحظه های کوچک شعر

پیوند می زند .

 

ناهید *





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 مهر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                  

دلم دور است و احوالش ندونم

کسی خواهد که پیغامش رسونم

خداوندا ز مرگم مهلتی ده

که دیداری به دیدارش رسونم

.

ته دوری از برم دل در برم نیست

هوای دیگری اندر سرم نیست

بجان دلبرم کز هر دو عالم

تمنای دگر جز دلبرم نیست

.

نبودی ... دلتنگ بودم ... فکر کردم اگه بیای دیگه دلتنگیم تموم میشه ...

اومدی...

اماحالا دلتنگ ترم ...

چون می دونم نمی مونی ....





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 24 شهریور 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

دلم خیلی گرفته





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 23 مرداد 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

.            

.

نشسته ام کنار لحظه ی کشدار انتظار

و سهم چشم من از تو ، دریچه ایست

که آسمان چرک و چروکی

همیشه منظره هایش را

به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند

.

چرا نباید از تو بگویم

چرا نباید از خیال تو پر باشم ؟

و باید اسم تو را مثل مدرک جرمی

به پشت سایه های سکوت دفن کنم؟

و پشت این همه دیوار ، نمی شود و نباید

پر از ترانه ی صدای تو باشم؟

.

سهم من همیشه همین است : ... انتظار

و جاده هایی که انتهای گمشده شان ،

شبیه حفره  طمّاعی است ، که رد پای آمدنت را می بلعد !

.

نگاه پنجره نمناک است

و شب ، پر از ترانه ی تنهائیست

.

ومن ، به چشم های دور دست و ساکت تو می اندیشم ...

تمام  سهم من ، و آنچه از تو مانده همین است : ... انتظار

.

چرا نباید از تو بگویم؟ 

 

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 23 تیر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

         

.

.

بالهای من کجاست؟

من پرنده ام ولی بدون بال

از لبم گریخت نغمه های اشتیاق

میل دانه ای به دل نمانده است

آب زندگی بسان زهر .....

میله های این قفس همیشه زجر

.

بالهای من کجاست .... ؟

...

ای فسانه های دور دست

وای فرشته های آرزو،

یاری ام کنید ، عاشقانه های بی نظیر

.

بالهای من شکسته است

مرغ خسته ی دل مرا رها کنید از این قفس ...

 .

.

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


               

رنگ چشاتو میشناسم 

زنگ صداتو میشناسم

حتی توی شلوغیا

صدای پاتو میشناسم

.

طرز نگاتو میشناسم

آرزوهاتو میشناسم

تو ازدحام زندگی

عطر موهاتو میشناسم

.

حتی اگه نبینمت

خاطره هاتو میشناسم

ما بین صد تا رد پا

من جای پاتو میشناسم

.

هر چی که بی نشون بشی

نشونه هاتو میشناسم

خنده هاتو ، گریه هاتو

بهونه ها تو میشناسم

.

من جنس ناب قصه هات ، و

غصه هاتو میشناسم

هر جای دنیا که باشی

سمت نگاتو میشناسم

ناهید *





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 5 تیر 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

                         

شاخه ی سبز نگاهم

پر شد از میوه ی اندوه

دست خاموشی و ابهام آمد

سیب فکرم را چید ....

_ من پر از ضابطه ی باطل آشوب شدم _

...

مامن پنجره با ژرف ترین ثانیه می آمیزد !

جای قدیس نگاه تو ، در اندام نگاهم مانده است ....

.

پشت این پنجره من بیتابم

گم شدست از نگهم رویایی ....

.

رقص باران و درخت و کوچه ،

من و اشعار غبار آلوده

آسمان در شنل ابر ، به خود می پیچد

رعد ، می خندد و پا می کوبد

...

پشت این پنجره من

سایه ای هستم ، زنجیری درد ....

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 14 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   
تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :