چهارشنبه 22 خرداد 1392 :: نویسنده : ناهید گنجور



شعرهایم گریه میکنند...
..
من دفتر شعرم را
پاره کرده ام
و شعر ها برای من آغوش گشوده اند
من قهرکرده ام
و شعرها ، نام مرا فریاد می زنند
...
باید به برگه های زخم خورده دفتر
چسبی...
نوازشی ...
یک برگ خشک سبز ...
آری
باید برای آشتی، لبخند بزنم ...

ناهید*





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 7 خرداد 1392 :: نویسنده : ناهید گنجور



تو هیاهوی شب آدمکا
تو کجا رفتی و بی نشون شدی؟
تا کجای قصه رفتی بی صدا؟
ساکن کجای آسمون شدی؟
...
با کدوم بال شکسته پر زدی؟
به کجای کهکشون ها سر زدی؟
چشم تو کجای آسمونو دید؟
به کدوم درهای بسته در زدی؟
...



ناهید*


پ.ن : دلم واسه داداش تنگ شده. خیلی دوست داشتم دوماد شدنشو ببینم ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :