تبلیغات
تمام دل - شانه های شب
 
چهارشنبه 9 اسفند 1385 :: نویسنده : ناهید گنجور

سرم را بر شانه های شب می گذارم

و شب ...

شانه خالی می کند از تشویش گیسو هایم

که مثل آیه ی این درد ... بلند و سیاهند

.

اشک های خاموشم را

به انگشت های رویا می سپارم

و رویا ....

انگشت هایش را به خاک های فراموشی می مالد

تا عصاره های نگاهم ، لکه دارش نکنند

.

برای قصه قصه مهم نیست

که صورت من

فوّاره ی خواهشی است

و اعماق نگاهم .... فریاد بی صدای ندایی ....

....

برای قصه مهم نیستم .... نیستم ...

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 12 اسفند 1385 07:03 ق.ظ
سلام سركار علیه ناهید خانم از اینكه اومدی و نظر دادی و جواب سوالم رو دادی خیلی خوشحالم م ممنون
در مورد تبادل لینك برایه من افتخار كه اجازه می دین وبلاگتون رو لینك كنم
برای قصه مهم نیستم .... نیستم ... ولی فكر كنم مهم باشه
من كلا چون عادت به سوال پرسیدن دارم یك سوال دیگم می پرسم دوست داشتین جواب بدین
اگر قرار باشد خیالی از خیال‌هایت به واقعیت بپیوندد، كدام خیال را انتخاب می‌كنی؟
موفق باشید

پنجشنبه 10 اسفند 1385 08:03 ق.ظ
سلام خیلی وبلاگ قشنگی داری قالبش خیلی باحاله امیدوارم بهتر بشه
اگر دوستات امشب بخوان سورپریزت كنند، فكر می‌كنی چه كسی را با خودشون پیش تو بیارن؟
منتظرت هستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :