تبلیغات
تمام دل - برای بابا
 
شنبه 11 تیر 1390 :: نویسنده : ناهید گنجور


شعرهایم را بر اشک هایت می آویزم
و صورت شبانه ی لبخندت را
به آغوش بوسه ی بدرود می سپارم
...
تو می روی
و مقصد تمام راههای گمشده را با خود
تا ناکجای قصه های کودکی ام می بری
و رد پای سپیدت
بر جای جای سکوتم می ماند ...
...
بعد از تو چشم هایم را
بر صورت انتظار، میخ میکنم
و کوچه های خالی شب را
چون دوره گرد خسته و تنهایی
در جستجوی تو
فریاد می زنم ...

ناهید*





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 25 دی 1390 08:03 ب.ظ
وقتی تو می روی دل من پاره می شود
حسم شبیه کولی ِ آواره می شود
وقتی تو می روی قلمم زار میزند
شعر مرا به جای خودم جارمی زند
وقتی تو می روی غزلم غصه می خورد
دل از امید قافیه ها ساده می بُرد
وقتی تو می روی نفسم داد می زند
سنگ مرا به سینه ببین باد میزند
وقتی تو می روی همه جا سرد می شود
سبزینه های برگ دلم زرد می شود
تو می روی و باز دلم آه می کشد
درد تو را به سینه ی هر چاه می کشد
ای که شبیه توست همین بی قراری ام
یک بار هم بگو که مرا دوست داری ام
یک لحظه هم بیا بنشین در کنار من
با من بگو که می شوی آخر دچار من؟
یعنی دوباره طعم تورا می چشد دلم؟
آن عشوه های ناز تورا می کِشد دلم؟
یعنی دوباره فاصله ایجاز می شود ؟
این در به روی دربه درت باز می شود ؟
یعنی دوباره پنجره را باز می کنی؟
با چشم خود نگاه مرا ناز می کنی؟
یعنی دوباره گریه کنم چتر می شوی؟
در بی هوای زندگی ام عطر می شوی؟
بت می شوی گلم؟ که تو را سجده ات کنم؟
درمان دردهای من ای درد در تنم
دردت به جان خریدم و درمان نخواستم
یوسف ! به جان خود تورا ارزان نخواستم
دیگر مرو که زندگی ام سخت مشکل است
بر گرد ! جای پای تو آخر همین دل است
دیشب به یاد چشم تو یک لحظه خفته ام
آن لحظه را به عشق خودت شعر گفته ام……!

شنبه 14 آبان 1390 08:49 ب.ظ
دیشب در امتداد همیشگی های بودنم

با یاد تو گفتگو می كردم

كه تلنگر نبودنی دیگر از تو

چینی تنهایی ام را شكست و

دریایی از اندوه لرزان را

در وسعت كویر خشك چشمانم

جاری كرد

عبور سنگین لحظه ها

در ورای این دل واپسی

دهشتی سیاه را در من می نشاند

تنها تصور لحظه های با تو بودن

هضم این تنهایی را آسان می كرد

نمی دانم كیستی !

كه در انتهای وسیع نبودنت

با ثانیه های بودنت عشق بازی می كنم

و لحظه های سبز حضورت را می شمارم

كاش بودی و می دیدی

جان كندن یك سایه را

سایه ای كه حضورش را

وامدار وجود پر مهر توست

بیا و بنگر

كه بی تو هیچم و نیستی
........
سه شنبه 3 آبان 1390 11:31 ب.ظ
شیشه ی پنجره را باران شست
از دل من اما....
نقش تورا ..
چه کسی ....................!

بارانی باشی
چهارشنبه 6 مهر 1390 12:49 ب.ظ
دلم گرفته تر از کوچه های بارانی ست

دلی که هم نفس گریه های پنهانی ست


قسم به عشق که بی سایه سار دستانت

نگاه خیس مرا فرصت تماشا نیست


مگر تو شانه کنی گیسوی درختان را

که سرنوشت همه شاخه ها پریشانی ست


دریغ ! شعله شور ترانه ها پژمرد

در این زمانه که احساس ها زمستانی ست


شبی به کومه ی تنهایی ام گذاری کن

ببین که بی تو هوای دلم چه بارانیست


پنجشنبه 27 مرداد 1390 11:51 ب.ظ
الهی
روح پدر شاد
یکشنبه 9 مرداد 1390 12:36 ب.ظ
درود بر تــــــــو...

یک عمر تلاش کردم که مردم بفهمند...
افسوس ، فقط خندیدند.
(چارلی چاپلین)
جمعه 7 مرداد 1390 02:28 ق.ظ
سلام ابجی خوبی؟میگم ابجی من اپیدم خیلی خوشحال میشم بیای.راستی ابجی عکس حنابندون رو گرفتی؟خیلی دوست دارم ببینم اگه گرفتی.
پنجشنبه 6 مرداد 1390 07:30 ب.ظ
درود بر تـــــــــو...

من برگشتم... و منتظر حضورت

دلشاد باشی و پاینده...نازنین....بدرود
یکشنبه 19 تیر 1390 01:00 ق.ظ
سلام ابجی جونم خوبییییییییییی؟میگم ابجی ما چون حنابندون نداشتیم برا این یه خورده سخته پیدا کنم عکساشو .یعنی یه جورایی اصلا نمیدونم چیه؟ولی ابجی یکی از دوستام توی چت این رسم رو دارن بهش بگم ایشالله اگه عکسی داشته باشه ازش بگیرم حتما خبرت میکنم زودی
ببخش ابجی شرمندم تا الان ایشالله دوستم داشته باشه
شنبه 18 تیر 1390 03:43 ق.ظ
nahidii yekam shad begoo dege delam gereft inhame shere ghan nak khondam
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :