تبلیغات
تمام دل - ...
 
سه شنبه 23 مرداد 1386 :: نویسنده : ناهید گنجور

.            

.

نشسته ام کنار لحظه ی کشدار انتظار

و سهم چشم من از تو ، دریچه ایست

که آسمان چرک و چروکی

همیشه منظره هایش را

به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند

.

چرا نباید از تو بگویم

چرا نباید از خیال تو پر باشم ؟

و باید اسم تو را مثل مدرک جرمی

به پشت سایه های سکوت دفن کنم؟

و پشت این همه دیوار ، نمی شود و نباید

پر از ترانه ی صدای تو باشم؟

.

سهم من همیشه همین است : ... انتظار

و جاده هایی که انتهای گمشده شان ،

شبیه حفره  طمّاعی است ، که رد پای آمدنت را می بلعد !

.

نگاه پنجره نمناک است

و شب ، پر از ترانه ی تنهائیست

.

ومن ، به چشم های دور دست و ساکت تو می اندیشم ...

تمام  سهم من ، و آنچه از تو مانده همین است : ... انتظار

.

چرا نباید از تو بگویم؟ 

 

ناهید*





نوع مطلب : تمام دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 شهریور 1386 11:09 ق.ظ
سلام ناهید جان
خیلی قشنگ بود بعد از مدت ها آپ كردی!!!!!!!!!!!
منم آپم
منتظرتم
یاحق
سه شنبه 13 شهریور 1386 03:09 ق.ظ
سلام
انتظار حتی نوشتنش هم سخته
خدا كنه هیچ وقت كسی به انتظار نشینه خیلی سخته
وب بسیار زیبایی داری من كه خوشم اومد
امیدوارم موفق و پیروز باشی
اگه دوست داشتی به خرابه منم سری بزن
چهارشنبه 7 شهریور 1386 08:08 ق.ظ
نشسته ام کنار لحظه ی کشدار انتظار


و سهم چشم من از تو ، دریچه ایست


که آسمان چرک و چروکی


همیشه منظره هایش را


به عکس های ساده و بیرنگ بدل می کند


.
سلام
عیدت مبارك باشه
از آخرین جمله هایی كه برام
یادگاری نوشتی خیلی میگذره


نمی خوای به بهونه ی عیدم شده
یك سری به ما بزنی
.
.
.
منتظرم ها
یکشنبه 28 مرداد 1386 07:08 ق.ظ
الو...

الو سلام، منزل خداست؟

این منم، مزاحمی که آشناست

هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است

ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست

جمعه 26 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
راستی چی شد این داستانت
من هنوزم منتظرم ها
جمعه 26 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
آپ روانی كردی
از خوندن این كلمه ها و جمله ها لذت بردم
كلمه ها رو قشنگ كنار هم میچینی
استعداد خوبی داری امیدوارم حدر ندی
جمعه 26 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
چرا نباید از تو بگویم؟




سلام
خیلی خوشحال شودم وقتی نظرت رو توی وبلاگم دیدم
فهمیدم كه آپ كردی
خودم رو رسوندم
میدونم كه دیر اومدم
ولی خوشحالك كه الان اینجام
سه شنبه 23 مرداد 1386 12:08 ب.ظ
الو... الو... سلام

کسی اونجا نیست ؟؟؟؟؟

مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟
سه شنبه 23 مرداد 1386 01:08 ب.ظ
در پس این همه سال دوری
كلبه ی كوچكی است
تنها به اندازه ی مرگ یك نفر
كه در آن خاطره ای گنگ
از بودن كسی
به تو خوش آمد خواهد گفت
به سراغم خواهی آمد؟
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


تمام دل
تنها من و قلبم
درباره وبلاگ

به خانه من اگر آمدی
برای من ای مهربان
چراغ بیار....
ویک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ...

مدیر وبلاگ : ناهید گنجور
موضوعات
نویسندگان
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :